أبو العباس فضل بن محمد اللوكري

55

شرح قصيده اسرار الحكمة ( فارسى )

لهيب ، و گويى كه اشراق ضوء و شعاع موجود نباشد ، مگر در جسمى كه در وى خاصيّت لونى بود ، ازيرا كه ما آتش را همىيابيم كه از دخان وى اشراق و شعاع همىتابد ، و دخان بىشك جسمى است ملوّن ، پس بدين سبب آنچه ما را ديده همىشود ، از لهيب آتش مختلف باشد اندر اشراق و ضوء به حسب « 1 » اختلاط نور به الوان [ و ] اجزاء دخان ، و چنين گفت اين سخن كه همىگوييم بر او قطع همىنكنيم ، بلكه به طريق اولاتر و نزديكتر به تخيّل است . و باز [ گويد ] منصور بن طلحه الرازى ابى طاهرى در كتاب الابانه عن الفلك « 2 » كه الوان ستارگان مختلف گردد به چند سبب . يكى از وى مدارات كوكب است ، ازيرا كه آن كوكبى كه بر مدارى باشد كه به نيمه كرده زير بود قطع مر هوا را صافيتر كند ازيرا كه او هوا را بهتر از آن برد كه كوكبى برد كه به يكى از دو قطب نزديك باشد . ازيرا كه حركت ميان سريعتر بود و قطع مر هوا را صافيتر بود « 3 » . پس بدين سبب اين كوكب را اشراق تيز تر باشد و تيز تر « 4 » بود از آنكه حالش به خلاف اين بود . و سبب ديگر اوضاع كواكب از يكديگر ، ازيرا كه چون دو كوكب بر يك مدار افتد از آن دو بدين سبب آن كوكب مضىء تر بماند ، و سبب سديگر بودن كواكب است به نزديك ستارگان كه ايشان لطخات « 5 » و سحابيات‌اند و به نزديك اجرام خرد از اجرام سماوى چنان كه پس از اين ياد كنيم در ذكر محو ماه و هر كوكبى كه چنين افتد نورش ضعيفتر و تيز [ تر ] نمايد . پس بدين سبب اسباب الوان كواكب مختلف گردد . و گر اثير مشف است و نيست لون به دور « 6 » * چه علت است در اين لون ازرق لمعان ؟ و ببايد دانستن كه هر چه را لون نيست او را در حقيقت مزه نيست و ديده نشود . ازيرا كه محسوس بصر به حقيقت لون است ، و از جمله عناصر و اجرام فلكى جز زمين نيست كه او را

--> ( 1 ) . در اصل : سبب . ( 2 ) . اصل : الانابه عن الفلك كه نادرست است . « الابانه عن افعال الفلك » در محمد بن اسحاق النديم ، كتاب الفهرست ، ترجمه و تحقيق محمّد تجدّد ، تهران ، امير كبير ، 1366 ، ص 193 . ( اينجا و مورد بعدى در متن الا نابته عن الفلك آمده است ) . ( 3 ) . ن 2 : ازيرا كه او هوا را بهتر از آن برد كه باشد ، ازيرا كه حركت ميان سريعتر بود و قطع مر را صافيتر . ( 4 ) . در استنساخ كلمات « باشد و تيز تر » ساقط شده بود . ( 5 ) . لك اندك . ن 1 و 2 : لطخات . ( 6 ) . اصل : مدبر .